يکی مثل شما

سال زهر

سال 2011 سال بدی بود برام.... همه چیزش تلخ بود مثل زهر.... سال دلتنگی و شکست و درموندگی و زار زدن های شبونه و تنهایی های روزانه ..... سالی که شک کردم به همه چیز و همه کس و همه انتخاب های زندگیم..... سالی که حالم به هم خورد از به دنیا اومدنم و اصلا وجود داشتنم.... سالی که توش دنبال راه های خودکشی گشتم.... سالی که توش هزار تا جلسه مشاوره رفتم.... سالی که توش واسه فرار از فکر و خیال مجبور شدم شب ها با تلویزیون روشن بخوابم تا یه لحظه هم سکوت نداشته باشم تا برم تو فکر و خیال..... سالی که توش سعی کردم حداقل ظاهرمو شاد نگه دارم و نشکنم ولی نتونستم!..... سال بدی بود.....

+نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ساعت۱٢:٠۳ ‎ب.ظتوسط atefeh | نظرات ()
مرده شور ببرن

میخوام واسه دانشگاه های کانادا باز اپلای کنم! از شدت هوم سک شدن دارم بالا میارم دیگه!.... نمیخوام این ریسرچ و زندگی رو بابا جون! میخوام برم مامان بابامو ببینم آخه! مرده شور هر چی علم و دانش هست رو ببرن راحت شیم!

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٩ساعت۱۱:۱۳ ‎ق.ظتوسط atefeh | نظرات ()
به مخاطب خاص!

آخه این چه جوادبازی هست که منو از فیس بوکت حذف میکنی بعدش میری دوست پسری رو که در عمرت ندیدی و اصلا نمیشناسی بعد اینکه من از بریک آپ نموشتم میری اد میکنی بعدم فکر نمیکنی که خبرش به من میرسه؟! این بچه بازیها چیه آخه؟ مثلا میخوای آمار بکیری یا چی؟ من از اول هم گفتم که بین ما هیچ هماهنگی نمیتونه باشه ولی فکر نمیکردم در این حد بچه میتونی باشی!

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱۸ساعت٤:٢٥ ‎ق.ظتوسط atefeh | نظرات ()
آرامش؟

حالا که دارم آرام میشم اومده میگه پشیمونه!..... کاش میتونستم احساس سابقو داشته باشم..... ولی خیلی دلگیرتر از این جرفهام..... نمیتونم..... دیگه اعتماد ندارم..... ندارم!

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٢ساعت٥:٠٦ ‎ق.ظتوسط atefeh | نظرات ()
کاش

کاش میشد همه چیزو از اول شروع کنم!..... کاش الان دو سال پیش بود....

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱ساعت٥:٥٠ ‎ق.ظتوسط atefeh | نظرات ()
شاد بودن

الان از یه مهمونی کاملا ایرانی برگشتم.... جشن تولد یه دختر شیرازی که با خونواده اش نزدیک دی سی زندگی میکنه!.... انگار اصلا یادم رفته بود که مهمونی ایرانی چه جوریه.... آهنگ ایرانی.... رقص های ایرانی....غذاهای ایرانی..... و قلیون... وای قلیون! آخرین باری که کشیدم همون اول رابطه قبلی بود!.... یادم رفته بود چقدر قلیون دوست دارم!.....

نه درسی خوندم این ویکند نه کاری کردم!.... ولی حالم بهتره!..... داره یادم میاد که قدیم ها چه جوری شاد بودم بدون نیاز به داشتن کسی کنارم!.... باید تمرین کنم دوباره شاد بودن رو!

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳۱ساعت٦:٠۳ ‎ب.ظتوسط atefeh | نظرات ()
بلاند دیت

خدایا بلاند دیت بد نصیب هیچ بنده ای نکن! خیلی بده که توی ایمیل و پای تلفن احساس کنی یه ادم چفدر باحال و خوبه و وفتی میبینیش یهو بخوره تو ذوقت.... حتی وقتی عکسشم دیده باشی!.... خب بابا جون عکس خیلی خیلی خوب از خودتون نشون ندین وقتی که خودتون اینقدر خوب نیستین!....

پی نوشت: و اینگونه میخواهیم مووینگ آن کنیم در زندگی!

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳٠ساعت۳:٤٤ ‎ب.ظتوسط atefeh | نظرات ()