يکی مثل شما

جشن فارغ التحصیلی

داریم آماده میشیم بریم جشن فارغ شدنم!! یه لباس دادن مثل پتو!! مخمل کلفت بد رنگ! یه کلاه دادن نمیشه سر گذاشت اصلا!! خدا به دور! حالا وقتی برگشتم احتمالا یه سری عکس بذارم اینجا! فعلا!

-------------------------------------------------------------------

خب! از جشن برگشتم! خوش گذشت! این پایین هم میتونین یه سری عکسهای مراسم رو ببینید ........

 

 

امروز وقتی گروه کر دانشگاه داشت یه سرودی رو مربوط به دانشگاه میخوند اشک تو چشمهام جمع شد! همه خاطرات این ٧ سال و خرده ای توی دانشگاه جلوی چشمهام اومد! همه روزهای خوب و بد! این دانشگاه بخش مهمی از زندگی منو شکل داد و وافعا خدا رو شکر میکنم که تونستم بیام همچین دانشگاهی! جایی که همه جا با افتخار میتونم اسمشو بگم! فک کردم چقدر بین اون عاطفه هجده ساله ای که اونروز برای بار اول پاشو تو این دانشگاه گذاشت با اینی که الان داره ازش جدا میشه فرق هست....یاد روزهای اول دانشگاه افتادم! روزهایی که مسیرمو تو دانشگاه گم میکردم! روزهایی که با بچه ها سر کلاس نقشه کشی مینشستیم و من از دوری مامان و بابام گریه میکردم! روزهایی که تو این دانشگاه عاشق شدم... تو این دانشگاه بهترین دوستهامو پیدا کردم... تو این دانشگاه خودمو شناختم .... تو این دانشگاه اعتماد به نفس گرفتم .... تو این دانشگاه زندگی رو یاد گرفتم ... تو این دانشگاه یاد گرفتم حرفمو بزنم و بفهمم کجای این دنیا قرار گرفتم و از زندگیم چی میخوام! و بعد فکر کردم که آیا من هیچ وقت میتونم به جایی اینقدر تعلق خاطر داشته باشم! جایی که هر روز برم و واقعا از بودن توش لذت ببرم؟! هر جاییش واسم پر باشه از خاطرات قدیمی؟ درختهای توتش من یاد روزهایی بندازه که ازش بالا میرفتیم تا دو تا دونه توت بخوریم...شیب پناهگاهش یاد روزهایی که میرفتیم و اون بالاش میشستیم و غدا میخوردیم ....چمنهای جلوی دانشکده یاد روزیشب یلدایی میندازه که نشستیم و هندونه قاچ کردیم!... نیمکتهای توی حیاطش.... تالارها .... کلاسهای ابن سینا .... کتابخونه دانشکده فیزیک و آونگ فوکو! .... پارک دلگشا!...لوپ ریاضی!.... استراحتگاه!....آزمایشگاه ها!....ساندویچی پشت دانشگاه!... همه اینها واسه من پر از خاطرات تلخ و شیرینی هستند که شخصیت الانمو شکل دادند! .... هیچ جای دیگه ای میتونه اینقدر تو قلب من جا باز کنه؟! .... برام مهم نیست که شاید دانشگاه من توی یه کشور جهان سومی باشه و تو رنکینگ جهانی جایگاه بالایی نداشته باشه، در هر صورت رنکش تو قلب من اوله! ... حتی اگه واسه ادامه تحصیل برم یه جای دیگه این دانشگاه واسه من همونی میمونه که بود! رفتنمو مدیون بودن تو این دانشگاه میدونم!

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٧ساعت۱:٤٢ ‎ب.ظتوسط atefeh | نظرات ()