یه چند وقتی هست که میخوام یه چیزهایی راجع به دانشگاه بنویسم ولی هر دفعه میگم حالا عکس هم بگیرم بعد، بعد عکس حوصله ام نمیاد بگیرم یا یادم میره و اونوقت نمینویسم و خلاصه یه دور باطلی شده! حالا بی خیال عکس! همینجوری مینویسم!
دانشگاه ما سه تا کمپس داره! یکی هوموود که ما هستیم و بیشتر رشته ها اینجان! یکی مدیکال اسکول که رشته های پزشکی و پرستاری و ... به علاوه مهندسی پزشکی هستند و یکی هم پی بادی که موسیقی اینهاست! هموود از نظر موقعیت جغرافیایی توی شهر خیلی بهتره! در این حد بگم که مدیکال کمپس اینقدر جای بدی از شهر هستش که تو آمریکا که تقریبا هیچ دانشگاهی از بچه ها واسه ورود به محوطه دانشگاه کارت و اینها نمیخوان، اونها مجبورند همیشه کارت دانشجویی شون رو به لباسشون وصل کنند و اگه یکی از مامورین سکیرویتی دانشگاه کسی رو بدون کارت ببینند بهش گیر میدن! ولی دورو بر ما امنیت خوبه و ما لازم نیست همیشه با کارت تو دانشگاه تردد کنیم!
اینجا برعکس ایران هر دانشکده واسه خودش کتابخونه نداره! تو کل هوموود یه کتابخونه هست که یه ساختمون بزرگه که شش طبقه داره! البته طبقه ها به سمت پایین هستند!! طبفه اول بهش میگن Q Level و توش یه کافه هست به اسم کافه کیو! کتابخونه رسمی، یعنی جایی که با کارت دانشجویی میری و کتاب توش هست و اینها از همکف شروع میشه! همکف M Level هست، بعدش به سمت پایین که میری B,C,D! دی دیگه سه طبقه زیر زمینه! سی و دی طبقه هایی هستند که توش حرف زدن اینها ممنوعه! و سکوت مطلق هست! مخصوصا دی که دیگه موبایل هم خط نمیده!!... جالبی کتابخونه واسه من این بود که اولا پر کامپیوتره! یعنی غیر از یه اتاق مخصوص که پر از کامپیوتره تو همه طبقه ها یه عالم میز مطالعه با کامپیوتر هست و آدم میتونه موقع درس خوندن از اون کامپیوترها واسه سرچ و اینها استفاده کنه! اصلا یکی از خوبی های دانشگاه اینجا همینه! یعنی من هر موقع بخوام در عرض دو دقیقه میتونم به یه کامپیوتر دسترسی داشته باشم! تو خیلی راهروهای دانشگاه همینجوری کامپیوتر روشن و متصل به اینترنت هست و راحت میشه ازشون استفاده کرد! یوزر نیم و پس اونهام همون ایمیل و پسورد ایمیل دانشگاهه! بعلاوه کتابخونه اینجا اینطوریه که مخزن کتاب تو همون سالن مطالعه هاست آدم میتونه راحت وسط کتابها قدم بزنه و هرچی خواست برداره!.... غیر از کتاب هر فیلمی هم بخواهی دانشگاه داره و میتونی بگیری و ببری خونه تماشا کنی!....کتابخونه علاوه بر صندلی کلی مبل و کاناپه و اینها هم داره.... خلاصه که اینقدر خوبه که همیشه پر از دانشجو هستش و خونه دوم خیلی ها حساب میشه!
ساختمون ها همه مناسب معلولین ساخته شدند! حتی برای باز کردن درهایی که سنگین هستند و اینها هم برای معلولین یه راهی ساخته اند! یه دکمه هایی کنار دیوار وصل کردند روی اونها که میزنید در اتوماتیک باز میشه! اگه هم قفل باشند با کارت دانشجویی معلول میتونه بازشون کنه! آها گفتم قفل یادم افتاد! اینجا چون واسه تردد تو دانشگاه کارت اینها لازم نیت و دانشگاه اصلا در و پیکر نداره و همه جور آدمی تو دانشگاه هست، شبها در دانشکده ها رو قفل میکنند ولی به دانشجوها کلید دانشکده خودشون رو میدن و اونها با کلید میتونند شبها و روزهای تعطیل وارد دانشکده بشن! یه چیز جدید هم که من کشف کردم همه ساختمون ها از زیر زمین با یه سری راهرو به هم ارتباط دارند! این راهروها واسه فصل سرما خوبه که میخواهیم بریم اینوور اونور لازم نیست بریم تو هوای آزاد و از همین راهروهای زیرزمینی میتونیم بریم! من هفته پیش برای بار اول کلی تو این راهروها واسه خودم گشتم و اکتشافات داشتم!
من راجع به مثلا آزمایشگاه اینها الان نمیتونم حرف زیادی بزنم ولی چیزی که دیدم خیلی خیلی بهتر از ایران بود ولی خب اون بهتره وقتی بگم که رسما کارمو شروع کردم!
خب حالا واسه خالی نبودن عریضه چند تا عکیس از مسابقه دکور کردن در آزمایشگاه های دانشکده واسه هالووین میذارم!









اینم استاد گرامی من: اینقدرررر ماههههههه!

پی نوشت: کسی اگه سوالی راجع به اپلای و دانشگاه های آمریکا و زندگی تو آمریکا و خرج و مخارج و هر موضوع مرتبط به اینجور چیزها داره این وبلاگ جاش نیست! میتونه بره سایت اپلای ابرود اونجا جواب سوالهاشو پیدا کنه! اینجا یه وبلاگ کاملا شخصیه و نویسنده اش هم اصلا اعصاب معصاب این سوالها رو نداره! ..... مرسی!




