تحمل نکن

داشتم به صفحه فیس بوک ساناز مرحوم و شوهر قاتلش رو نگاه میکردم و فکر میکردم چطور میشه که اینطوری میشه. نگاه کردم به پست های قدیمی شوهرش و کامنتهای ساناز. نوشته هایی که مربوط یه دو یا سه سال پیش بودند و معلوم بود که اونجا این دو تا داشتند آشنا میشدند. از مکالمه معلوم بود هنوز چیز زیادی از هم نمیدونند.

فکر میکردم اینجور موقع هاست که آدم دلش میخواد یه ماشین زمان داشته باشه و برگرده به سه سال پیش و به اون دختر معصوم بگه همین الان این مرتیکه رو تو فیس بوکت بلاکش کن. این آدمی که داری بهاش رابطه ات رو شروع میکنی میشه اون شوهری که اونقدر میزنتت و میکوبه تو سرت که مرگ مغزی میشی. همین الان ختمش کن.

آدم دلش میخواد یه جوری میشد که میتونست بره به گذشته و بره تو سفارت آمریکا و به این دختر ویزا نده. همون بهتر که این آدم ایران بمونه تا اینکه بیاد اینجا و تو غربت چند ماه بعد زیر کتک بمیره و خونواده اش پشت وب کم بهاش خداحافظی کنند و اینجا خاک شه وقتی که حتی یه دوست قدیمی هم تو مراسمش نیست.

شماهایی که واسه خارج اومدن سر و دست میشکونین. میدونم ایران خیلی بدبختی داره. منم اونجا بودم و میدونم چه خبره. به خدا منم عاصی بودم و میدونم که بدتر هم شده. من نمیدونم جزییات خارج اومدن ساناز چه جوری بوده دقیقا ولی حواستون جمع باشه عروس پستی نشین. تن به ازدواج با یه آدم ندیده و نشناخته ندین. بلند نشین بیاین این سر دنیا با چشم و گوش بسته. به خدا آدمها مدت ها با هم زیر یه سقف زندگی میکنند و کامل همدیگرو نمیشناسند. شما چه جوری اعتماد میکنید برین پیش مردی بخوابین که هیچی ازش نمیدونین تو یه مملکتی که هیچی توش نیستین و هیچ دوست و آشنا و فامیلی ندارین؟ اگه میخواین بیاین همت کنید و مستقل بیاین و منت یه شیطان در ظاهر فرشته رو نخورید. 

اگه اومدین و فهمیدین رودست خوردین فکر نکنید که این آخر کاره و شما هیچ راهی چر تحمل ندارین. فکر نکنید که باید بسوزید و بسازید. نمونید تو اون زندگی به امید بهتر شدن اوضاع. به عکس های اخیر ساناز نگاه میکردم و اینکه نسبت به قدیمش کلی لاغر شده بوده. این آدم به طور حتم دفعه اول کتک خوردنش نبوده. این آدم داشته زجر میکشیده.

دخترها! تو رو خدا این کارو با خودتون نکنین. عشق معنیش موندن تو جهنم نیست . کسی که شما رو اینطوری تحقیر میکنه عاشق شما نیست! برین از اون زندگی بیرون. به خودتون و قدرت خودتون اعتماد داشته باشید. اعتماد به نفس داشته باشید و برین بیرون.

 

/ 4 نظر / 30 بازدید
maral

salam atefeh jan,, man alan az to daram ino mishnavaam akheey kheyli narahaat konandast,,,dostet boodeh? tefliiiiiiiiii,rohesh hsaad bashe. midonam enghadar sharayeet skaht shode k har kasi mikhad rahee farari peyda bekone ama na be har gheymatii va bahat movafeghami

زهره

واقعا درست میگی- به خصوص پاراگراف آخر رو- چیزی که اول تو ذهن دخترای ایران می کنن که نه ابروریزی میشه طلاق توی طایفه ما نبوده تحمل کن نمی دونم بساز درس میشه- بچه بیار بهتر میشه و هزار تا این مزخرفات جورواجو که میشه نمونه اش همین حادثه های تلخ - وگرنه هزار تا شاید راه باشه که این دختر به این سرنوشت اونم به این تلخی دچار نشه

نوید

یه گزارش از بی بی سی در مورد ساناز خوندم. دختر مستقلی بود و با ویزای دانشجویی اومده بود و پذیرش دکتری گرفته بود. پسره هم از آمریکا اومده بود ترکیه با ساناز ازدواج کرده بود و یه بار هم اونجا ساناز زده بود. الآن هم اعضای بدن ساناز اهدا کردن تو آمریکا به کسایی که نیاز دارن.

mina

hey atefe, where are you? There s no new post after your iran post. If you are OK come and write sth here.at least write a goodbye post or we think sth bad has happened to you!(God forbid) your loyal reader