پررویی

یک خصوصیتی که "متنفر" هستم "پررویی" هستش. اینکه ازم "توقع" کاری رو داشته باشند حالم به هم میخوره. نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی همیشه تا اونجایی که توان دارم به این و اون کمک میکنم ولی وقتی ببینم کسی این کمک رو وظیفه من بدونه دیگه بمیره هم روم رو برنمیگردونم (حالا این خیلی دیگه مبالغه هست ولی برای روشن شدن گفتم).

حالا یه مثالی میارم (شاید بهترین مثال هم نباشه) من مثلا یه مطلبی ششصد سال پیش داشتم که بیشترین آمارخواننده های وبلاگم واسه اونه مربوط به ج-ی آر_ ا-ی. زیر اون هنوز کامنت میاد که ازم راهنمایی میخوان که خب من وقت جواب ندارم و اینو هم در پی نوشت گذاشتم. بعد خیلی بامزه هست که یکی میاد مثلا میگه "میشه منو تو فلان چیز راهنمایی کنید" منم نوشتم "نه" بعد طرف فحش به جون من کشیده! خب من حالا مگه وظیفه ای دارم در قبال شما؟ دوست ندارم جواب بدم اصلا! آخه چقدز آدم بی ادب و پررو میشه!

چند روز پیش شانسی یه نگاه به اینباکس فرعی فیس- بوقم (!) کردم. همونی که وقتی کسی فرندتون نباشه و بهتون مسیج بده میره تو اون اینباکس مخفی. دیدم یکی نوشته که من دوست فلانی هستم. اون فلانی هم که نوشته اصلا دوست من نیستش و یکی از بچه های سال پایینی دبیرستانمه تو رشته تجربی (من ریاصی بودم).  حالا این آشنای نا آشنا نوشته بود به رشته من علاقه داره(!یعنی عمرا بدونه اصلا رشته من چیه!) ازم خواسته بود بهش شماره تلفن بدم زنگ بزنه راجع به پذیرش سوال کنه! منم که خب این پیغام رو ندیده بودم (خدایی دیده بودم هم فکر کنم شماره نمیدادم! برو بابا!). بعدش طرف دو روز بعد پیغام اول مسیج زده بود که خیلی ممنون جواب "ندادین"! لطف کردین!.... آخه بنده خدا این چه راهشه؟ من حتی اگه میخواستم به تو تلفن هم بدم با این لحن طعنه وار و طلبکارانه عمرا بدم! آخه از من غریبه چه توقعی داره! بعد دو روز جواب ندادم بهش پاچه میگیره. به خدا مامان و خواهرم از من مثل این غریبه ها توقع ندارن و اینجوری رو ندارند.

یه نمونه دیگه یکی از آشنایان ایرانی اینجا. طرف ول کرده درسشو و رفته ایران و من هم واسه اینکه دلم سوخت براش گفتم آپارتمانشو واسش اجاره میدم تا پول از جیبش نره (بگذریم از ساعتها زمان هدر رفته). بعد ایشون قرار بود هفته پیش برگرده از ایران و منم مثل شاسکولها رفتم ساعتها تو آپارتمانش منتظرش تا کلید رو بهش پس بدم. نیومد! بهش ایمیل زدم که من منتظرم فرداش جواب داده "برگشتنم  رو کنسل کردم. پیغام تلفنیمو نگرفتی؟"... و هیچی دیگه! .... منم نوشتم "نه والله چه پیغامی! من کلی علاف شدم!".....بعد ایشون جواب ایمیل رو نداد. دیروز زنگ زده بدون عذرخواهی پیام گذاشته ازم میخواد برم واسه خونه اش باز مستاجر بگیرم و هزار تا کار دیگه! منم یه بی...لاخ حواله اش کردم! مسخره! انگار من حمالشم دم دفاعم! (توضیح بدم که ایشون هیج مشکل ویژه ای ندارن و سر و مر گنده و سالم هستند!)

آخه چرا فکر میکنیم همه وظیفه دارن به ما سرویس بدن؟ چرا از همه توقع بیجا داریم؟ ببینیم خودمون برای بقیه چه کار کردیم و حتی اگه هم خودمون خیلی انسانهای "فداکاری" بودیم دلیلی نداره از همه توقع داشته باشیم کار و زندگیشونو ول کنند و در خدمت ما باشن!  اصلا نهایت اینکه من شاید دلم بخواد ساعتها وقتم رو هدر بدم سر یه کارهای دیگه ای و این انتخاب خودمه و به شما این حق رو نمیده که توقع داشته باشی این وقت به نظر شما هدر رفته رو واسه شما بذارم! والله!

-------------------------------------------------------------

پی نوشت خطاب به دوستم فاطمه: فاطمه جون کامنتتو دیدم. رفتم گشتم تو اینباکسم ایمیلتو پیدا کردم. وای نمیدونم چرا ندیده بودم. ببخشید. منم دلتنگتم. فردا جواب ایمیل چندین ماه پیشتو میدم مفصل. میبوسمت.

/ 2 نظر / 25 بازدید
رضا

بهت حق میدم اما ذکر این نکته دوراز نظرت نباشه تکرار یک لطف تبدیل به وظیفه میشه ... هروقت خواستی لطفی کنی بفهمون که این لطف تو نه چیز دیگه...[چشمک]

بابک

فکر میکنی رفتی آمریکا واسه خودت کسی شدی دیگران مادون تو هستند. قافل از اینکه یک "هیچی" بزرگ هستی.