استرس

من فکر کنم قبل گرفتن این پی اچ دی مسخره سکته کنم بمیرم.... یعنی روزی چند بار دیوانه میشم به همه آنالیزهام شک میکنم بعد میشینم هی همه چیو از اول حساب میکنم و اینکه اگه مثلا یه چیزو تغییر بدم بقیه چی میشن..... یعنی خواب راحت ندارم....

از وقتی هم که استادم گفته میخوایم ساینس شاید سابمیت کنیم یعنی درجه استرسم صد برابر بیشتر شده.... وحشتناک میترسم یه چیزی از دستمون در بره و آبروریزی بشه! فکر کن اگه همچین جایی اشتباه پابلیش کنیم مگه میشه آبروریزیو جمعش کرد؟.... یاد همه میمونه! یا من سکته رو میزنم و میمیرم یا استادم میکشتم!

همه اش تپش قلب دارم و مخصوصا اون موقع هایی که با دیوانگی دارم همه چیو بالا پایین میکنم نفسم به سختی بالا میاد! .... یعنی خدا بهم رحم کنه که سکته نکنم واقعا! خدا این پی اچ دی رو زودتر بده من راحت شم برم خلاص!

/ 10 نظر / 18 بازدید
مارلیک

به خودت امیدوار باش.من تو همین ارشد دیوانه شدممممممممممممممممممممممم

خیالباف تنها

گاهی لازمه بیخیال دلنگرانی هات بشی. اتفاقی که باید، می افته... با اینجوری خودتو عذاب دادن 2بار عذاب میکشی برای یه اتفاق، اونم اتفاقی که هنوز نیفتاده. گاهی باید یاد بگیریم بگیم به چپش. بیخیال دختر، به خدا الان من هم از نوشته هات استرس گرفتم. سخت نگیر. از درون خودتو آروم کن. روحت آشفته است. چشاتو ببند. یه نفس عمیق بکش و خودتو خالی کن از هر چی فکره. نگو نمیشه. به خودت آرامش رو هدیه کن حتی برای یه لحظه. قبل از اینکه دیگران دیوونه ات کنن، خودتو دیوونه نکن و دیوونه فرض نکن. تو این دنیا هیچ کس دلش بیشتر از خودت نمیتونه برات بسوزه. یه کم اول به خودت کمک کن، چون با گرفتن اون پی اچ دی لعنتی، بیشتر باید به دیگران کمک کنی. از الان اولویت برای خودت هم قائل شو. سخت نگیر، چون جهان سخت میگیره بر مردمان سختکوش. بیخیال... یا حق

محمد

استرس چی نی؟ بابا عاطفه کلا بیخیال .تاحالا هیچکیو دار نزدن .. توی بدترین شرایط هم همیشه یه راهی هست من خودم توی کار نرم افزار های بانکی هستم که خیلی مثلا استراتژیک هست و نباید هیچ سوتی بدی ....منم خیلی استرس داشتم اوایل بد خواب شده بودم و.... ولی یکی دوبار که اتفاقی که نباید میفتاد افتاد دیدیم که راه حل داره حالا دیگه راحت می خوابم.خیام وحافظ شدیدا توصیه میشه اشتباه مال انسانه و همه هم اشتباه میکنند مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم کی بود در زمانه وفا جام می بیار تا من حکایت جم و کاووس کی کنم از نامه سیاه نترسم که روز حشر با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم کو پیک صبح تا گله‌های شب فراق با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم

Parmida

سلام. به قول یکی از دوستان من تو همین ارشد دیوونه شدم. البته اینکه من مدام احساس میکنم شاید کارم از بن غلط باشه برمیگرده به اینکه فیلد کاری و موضوع و ایده و همه چیز رو خودم تنها دادم و استادم سهمی تو کار من نداشته. یعنی نخواسته که داشته باشه. بعد فکر میکردم اگه واسه پی اچ دی برم خارج یکم نقش استاد بیشتر باشه و استرس من کمتر. از طرفی کار هم ارزشمندتر بشه!!!!! یعنی اونجا هم این مشکلات هست؟؟؟!!!!!!

روشنک

امیدوارم همه چیز به خوبی و خوشی بگذره و شما هم یه نتیجه ی عالی به دست بیارید ...

سمانه

سلام عزيز!‏ از نوشته هاتون لذت بردم ميتونم شما رو لينك كنم؟ همين ياعلى

سمانه

سلام عزيز!‏ از نوشته هاتون لذت بردم ميتونم شما رو لينك كنم؟ همين ياعلى

سم

سلام عاطفه جون خوبی؟ هنوز خوش اخلاقی؟!![نیشخند][گل]

محمد

پس کوشی هی ما میاییم اینجا خبری ازت نیست