وقتی که شناسایی میشویم!

الان که داشتم از زیرزمین ساختمون میومدم طبقه خودمون یه آقایی رو دیدم.... ازم پرسید آیا ایرانی هستم.... وقتی اسمم رو گفتم انگار منو میشناسه... گفت وبلاگ دارین؟ خانومم وبلاگتونو میخونه!... نمیدونم الان اون خانوم اینو میخونه یا نه!.... ولی جالب بود! یه کسی که وبلاگت رو میخونه (شاید از خیلی وقت پیش) تو همون ساختمونی باشه که تو هستی!... نمیدونم الان که مینویسم فکر میکنم خب اگه آدم تو ایران باشه خب احتمالش کم نیست ولی اینجا!...

ولی خدایی حالا به کسی نگو وبلاگمو! :)) هرچند من با این پستهای مربوط به شهر و دانشگاه و عکسم اون گوشه وبلاگ نباید توقع بالاتری هم داشته باشم! معلومه که هرکی بخواد بیاد این خراب شده (!!) یه گوگل میکنه و وبلاگ منم میبینه دیگه! :دی

 

پی نوشت: یه آقایی که الان تنبلیم میاد اسمشو سرچ کنم چند وقت پیش پیغام داده بود که هاپ- کینز پذ-یرش گرفته!.... اگه کلیر شدین و دارین میاین و اینجا کسی رو نمیشناسین واسه کمک بهتون یه پیغام به من بدین... بچه های ایرانی اینجا هستن کسایی که مثلا بیان فرودگاه دنبالتون یا تو اجاره خونه و خرید لوازم و مبلمان بهتون کمک کنند و راید بدن!.... همین!

/ 3 نظر / 10 بازدید
هالو هفت شنبه

همینطوره ، این معجزه فضای مجازیه به من هم سر بزن شاد باشی

ali

سلام وبلاگ خوبی داری به ما هم سر بزن اگه دوست داشتی منو با نام پارسینان شاپینگ لینک کنید و در قسمت نظرات خبرم کنید تا لینکتون کنم

حامد

اون آقا من بودم یحتمل!!....هنوز کلیر نشدم بعد 7 هفته...اگه راهی شدم زحمت میدم حتماًًًً؛ مطمئن باشین..:دی در هر حال، بسیار ممنون از محبتتون شاد باشید حامد