آمار سریع

آفر پست دکترا گرفتم واسه دانشگاه کالیفرنیا دیویس. حالا اکسپت نکردم و ممکنه برم جای دیگه اگه اکی شه ولی گفتم بیام به شماهایی که منو دنبال میکنید بگم که اوضاع روحیم الان یه کم بهتره. خبر دیگه هم اینه که مامان اینها کارهای ویزای مهاجرتشون داره پیش میره و اگه خواهرم هم اکی شه به زودی اونها هم میان آمریکا. همین دیگه! دارم نور رو میبینم اون بالاها!

/ 12 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عينک

واي دست وجيغ و هورا ولي چرا ديويس رو اکسپت نمي کني؟ من خودم خيلي دوست دارم يک روزي بتونم ازش پذيرش بگيرم تازه ديگه اسم وبلاگتم بذار يکي نه مثل شما :) من هنوز دارم از اينو اون مي پرسم کدوم ايالت آمريکا بهتره برم مستر بخونم بعد تو.....احسنت احسنت

مانی

خیلی عالیه... خیلی خوب...خوشحال شدم... متاسفانه کالیفرنیا دیویس منو تو آخرین لحظات رد کرد واسه پست داک. یعنی فک کنم تو مصاحبه ام خودم رو خیلی خوب پرزنت نکردم:) وگر نه می شدیم دوباره هم دانشگاهی :))

هلال

خیلی تبریک میگم عاطفه. میبینی؟ به طرز عجیبی پایان شب سیه سفید است. حالا شاید تو خیلی خدا رو دوست نداشته باشی ولی ببین خدا چقدر دوست داره ؟ ;)

مانی

مصاحبه ام با پروفوسور Dr. Oliver Fiehn بودش. این لینکشه: http://fiehnlab.ucdavis.edu/staff/fiehn/ کارش متابولومیکس هستش و همه کارام داشت اوکی می شد. ولی خوب روز مصاحبه خیلی داغون بودم و اصلآ قبلش خودم رو آماده نکرده بودم و اینترنت هم مرتب قطع می شد ولی خوب بالاخره تونستم بهش بفهمونم کارام چیه ولی نهایتآ ایمیل زد گفتش که فکر کنم خیلی با فیلدم "فولفیل"نیستی :))

فرزاد

مبارکت باشه عاطفه خانوم[گل] خیلی خوشحال شدم خبرهاتو خوندم. حسابی خوش به حالت شده ها. برای برادر من هم دعا کن... به زودی مصاحبه داره واسه ویزا.[متفکر]

مانی

منظورم از OK شدن این بود که خیلی خوب داشت پیش می رفت... حتی واسم پروژه تعریف کرده بود و اون زمان هایی که با میل با هم در تماس بودیم می گفت که من اصلآ به همچین تخصصی نیاز دارم و تو رزومت خیلی خوبه و پروسه ی ویزات چقدر طول می کشه و این حرف ها :))) روز مصاحبه هم داغون بودم دیگه... یعنی اینکه اصلآ حوصله نداشتم و حواسم نبود که دارم با کی حرف می زنم و چی می گم و از قبلش اصلآ فکر نکرده بودم. مثلآ طرف ازم پرسید چه چیز خاصی تو گروه من دیدی و منم بدون اینکه فکر کنم گفتم که یک مقاله داری که بیشتر از 700 بار سایت شده :)) یا اینکه یدفعه پرسید که پلانت واسه آینده چیه و منم فکر نکرده بودم که باید بگم می خوام بمونم یا برگردم و چرت جواب دادم. چند تا سوال هم در مورد برنامه نویسی با جاوا پرسید که به نظرم بد جواب ندادم اما سوالایی رو که از #C پرسید رو به نظرم یکمی گیج زدم. در مورد استادم هم پرسید و گفت که چرا تو همه مقاله هات اسم اون اوله؟ البته خودش تنها نبود و یک گروه بودن. خیلی بد شد که فالبداهه رفتم مصاحبه اگه کمی قبلش به سوالاتی که ممکن بود بپرسه کمی فکر می کردم شاید اوضاع بهتر می شد. شایدم اصلآ با من حال نکرده:))

مریم

سلام عاطفه جان خیلیییییی خوشحال شدم.خدا رو شکر. دیدم این همه مدت که در سکوت اینجا رو خوندم ، درست نیست از کنار این یکی هم خاموش بگذرم. هر جا که هستی همیشه موفق و شاد باشی و پر از ارامش و سلامتی. امیدوارم کنار خانوادت روزهای شادی رو در امریکا بگذرونی

maral

tabrikkk migaaam Atefeh jaaaan,, vagheaaaaaan keeyf mikonam miyay o in khabar haro migi, lazaat mibaram,, be nodraat man commnet midam in 2vomin bar hast ama khoshhaalaam, montazeree khabarayee khobe badiit hastaaam , bisabrane,, bedoon hata agar tanha bashee kasayee hastand k moshtaghee khondane post haye to hastaand, va babate khanevadaat ham khosh halaam, miyan pisheet o dore ham jam mishiid, omidvaram hamin tori pishraft bekone :-)

خب اینکه پست دکترا گرفتی تو این سن تو آمریکا، برای یک ایرانی خیلی خوبه. منم همسن تو هستم و این چیزایی رو که تو داری میخوام بهشون برسم. ولی فکر کنم با شرایط الان من و این مشکلاتی که میبینم رسیدن بهشون بسیار سخت باشه. چرا اینقدر نالان هستی؟

شیم شییم

تبریک می گم واقعا خوشحال شدم.همیشه شاد باشی.