دل بریدن

همه دردسرهام از دل بستن هستش و بعدش ترس از تلخی دل بریدن و اون سوراخ تاریکی که بعد بریک آپ پرت میشم توش..... آخه با کسی که تا حالا 5-6 بار بیشتر ملاقات نداشتی که نباید دل ببندی...... نمیدونم چرا تو کله ام نمیره..... یعنی از کله ام به قلبم نمیره....... میدونم این رابطه اشتباهه "از اول"! آدمی کاملا کاملا متفاوت بدون هیچ نقطه مشترک!.....

یه آدمی که تو حومه بزرگ شده در نتیجه تفریحاتش بیشتر ورزشیه و فیزیکاله و تو طبیعت.... همه خاطرات بچگیش تو مزرعه هستش..... برعکس من که عاشق تاتر و سینما و شلوغ پلوغی شهرم.... آدمی که همیشه خونه غذاشو میپزه و حتی یه مدت وجی بوده با من که عاشق رستورانم و اصلا یادم نمیاد آخرین باری که غذا خونه خوردم اصلا کی بوذه!....

آدمی که لیسانسشو گرفته و سر یه کار اداری میره با من که هی میخوام برم بالا و بالا..... آدمی که جکهای نردی من رو نمیگیره..... اصلا تو سیاست نیست و نمیدونم حتی تو خود آمریکا چی میگذره چه برسه به خاور میانه......آدمی که اصلا اهل تکنولوژی نیست و ایمیلشو حتی به زور چک میکنه ....فکر کن لینک کنسرتی که میره رو واسم ایمیل کرده و من رفتم کلی اون خواننده رو گوش دادم و روی آلبومش حتی یه ریویو نوشتم واسش و آهنگای مشابه خواننده های دیگه رو واسش زدم بعدش یعد دو روز میگه اون ایمیل منو نگاه کردی لینک کنسرت رو دادم؟.... یعنی حتی تو این چند روز ایمیل منو ندیده! بعدش عوض شرمندگی جواب اون ایمیل با احساس رو با دو تا تکست داده! آخه چقدر وقتمو واسه بی لیاقتها هدر بدم؟!

آدمی که میخواد سریع تشکیل خانواده بده و دلش سه تا بچه میخواد و حتی اسمشونم انتخاب کرده..... من هنوز تو همین پی اچ دی موندم.... بعدش دنبال کار باید بگردم و بعدش حالا حالاها مونده تا بتونم "بچه دار"بشم.... اصلا نمیدونم اون موقع کی هست و آیا اصلا شرایط فیزیکی من اجازه میده بچه دار شم یا نه..... اونم مسلما یه بچه کافیست!.... اصلا من از بچه دار شدن میترسم..... اگه بچه مشکل جسمی داشته باشه چی؟ اصلا چرا باید یه موجود رو به دنیا اضافه کرد وقتی این همه بچه تو دنیا احتیاج به خونواده دارند؟.....

آدمی که اصلا تو رو اپرشییت نمیکنه..... رومانسی رو که میذاری..... تلاشی رو که میکنی واسه نزدیکی.......

با این همه نمیدونم چرا قلبم درد میکنه!

 

-----------------------------------------------------------

همه اون دلیلها رو نوشتم و خودم رو در معرض قضاوت شما قرار دادم..... ولی یه دلیل مهم دیگه م داشتم..... این آدم 4-5 سال از من کوچیکتر بود...... اول فکر کردم مهم نیست ولی مهم بود!

/ 7 نظر / 43 بازدید
فاضل

چ تصویری از خودت ترسیم میکنی/ زیادی زیبا نیستی؟

سپیده

یک کمی از این چیزهایی که ناراحتت میکنه صرفا به تفاوت زن و مرد برمیگرده. مطمئن باش اگر طرف همه چیزشم باهات جور باشه و عاشقش بشی و فکر کنی که دیگه خود خودشه، وقتی رفتی تو زندگی همین حس بهت دست میده. در کل از نوشته هات حس میکنم که استاندارات خیلی بالا هستند. شاید حتی کمی ایده آلگرایانه.

زهره

عاطفه جون چقدر سخت گرفتی عزیزم اینجوری یه روز به خودت میای می بینی سر هیچی همه زندگیتو دادی و همش چسبیدی به یه پی اچ دی منظورم این نیست که با این آقا ادامه بدی یا ندی به خودت مربوط میش ولی با هر کی که فکر می کنی دلتو اروم می کنه و بهت ارامش میده به دور از هیاهوهای این دنیا فکر کن نترس بگذار شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خود بگشاید اگر چه این به جز رنج و پریشانی ندارد اما کوری را به خاطر ارامش تحمل نکن همیشه شاد باشی

سپیده

اول کامنتم میخواستم بنویسم که فکر نکنی دارم قضاوت میکنم ... اما پاکش کردم . پیش خودم سعی کردم قضاوت نکنم ... مشاهده کنم. من خودم خیلی مورد قضاوت قرار گرفته و میگیرم و میدونم چه حس بدیه.

هیچ

خوشحال باش که هنوز احساساتت وقلبت اکتیو هستن.. دوس داشتی که احساساتت مرده بود؟؟ دوس داشتی دیگه کسی رو نتونی دوست داشته باشی؟؟ به نظر من احساسات یه منبع تجدید ناپذیر هستش.. سعی کن از این ته مونده هاش لذت ببری قبل از اینکه دیگه بود و نبود ادم ها واست فرق نکنه..از لحظه لحظه عاشق بودن استفاده کن...سعی کن واسه کسی که معلوم نیست که بیاد یا نه save اش کنی..

هیچ

خوشحال باش که هنوز احساساتت وقلبت اکتیو هستن.. دوس داشتی که احساساتت مرده بود؟؟ دوس داشتی دیگه کسی رو نتونی دوست داشته باشی؟؟ به نظر من احساسات یه منبع تجدید ناپذیر هستش.. سعی کن از این ته مونده هاش لذت ببری قبل از اینکه دیگه بود و نبود ادم ها واست فرق نکنه..از لحظه لحظه عاشق بودن استفاده کن...سعی نکن واسه کسی که معلوم نیست که بیاد یا نه save اش کنی..

HMS

It should be hard to find a real lover who loves you as much as you love him Any way destiny has a funny way