زخم

بعضی زخمها هیچ وقت خوب نمیشن.... یکیشون وقتیه که بهت خیانت میشه........ یعنی هزار تا کتاب هم بخونی.... هزار جلسه مشاوره هم که بری..... بعد اون رابطه صد تا رابطه دیگه هم داشته باشی..... هر چقدرم زندگیتو تغییر بدی....اصلا بری یه سر دیگه دنیا همه چیز زندگیتو تغییر بدی..... به خیال خودت و بقیه کلی پیشرفت کنی..... هیچ وقت هیچ وقت فراموش نمیکنی......  اون اعتماد به نفس خورد شده هیچ وقت برنمیگرده.....یعنی فکر میکنی که درست شدی..... فکر میکنی خوشحالی..... ولی کوچیکترین ضربه همه چیزو بهم میزنه..... این که فکر میکنی اصلا ارزش نداری..... که هرچقدرم دل ببندی یه جایی قراره شکسته بشی...... فکر میکنی خوشبختی هیچ وقت نمیاد سراغت..... اگرم بیاد بلد نیستی نگهش داری....اینکه فکر میکنی بالاخره نقاط ضعفت شناخته میشه و برای اونها کوچیک میشی .....

پی نوشت: فرق کردم با این آدم

/ 3 نظر / 22 بازدید
lawless

اونوقت میشی یه مار زخم خورده.... می پیچی به پر و پای بقیه .... سعی میکنی از بقیه انتقام بگیری .... هر چه بیشتر بهتر ... هر چه زخم عمیق تر، ماندگارتر .... هر بار برای نفر بعدی حرص و ولعت بیشتر میشه.... یه روز وقتی خودتو نگاه میکنی توی آینه .... می بینی شدی عین بقیه.... یه زخم خورده!

HMS

It happens some times like a plane crash nothing to explain just a disaster and then try to put it behind and get along with the loss